نمیدونم چی بنویسم قرار بود درباره هری بنویسم که با صحبت هایی که شد بیخیل شدم
نمی دونم شما هم به این جمله "از هرچی بترسی همان بر سرت می آید" اعتقاد دارید یا نه؟ به قول صدف...یا نه!
می دونم گذر پیچک ها خیلی وقته آپ نشده دیگه تقریبا داشت خاک می خورد اما خب درگیری بزرگ کنکور مانع آپ شدنش می شد که اونم دیگه رفع شد.![]()
حالا دیگه جواب کنکور اومد و همه خیالشون راحت شد.
بنده با افتخار اعلام می کنم حقوق قبول شدم اما با سرافکندگی تام باید بگم که دانشگاه تهران! البته تهران بودنش که مایه ی مباهاته اما می دونید چیه من با پریسا هم دانشگاهی شدم متاسفانه.![]()
آخه چی بهت بگم پری؟ جغراافیا هم شد رشته؟ البته هر شغلی در جایگاه خودش محترمه اما خدایی نه آرشا تو بگو جغرافیا هم شد رشته؟ جان من پری به چی امید داری که به خودت می گی استاد رستمی البته بازم صد البته که آرزو بر جوانان عیب نیست خیلی هم خوبه!![]()
خود پری اصرار رو اصرار که بهم بگید استاد رستمی ما هم که دیدیم بخیل نیستیم گفتیم چشم ما به شما می گیم پرفسور، دیگه چی بگیم؟![]()
کلا دیه بیخیال ما که آب از سرمون گذشته....هییییییی!!!!![]()
راستی آرشا استاد رستمی الان داشت با من حرف می زد می گفت بهت بگم که قسمت آخر هری پاتر و آپ کنی. می کنی؟ باید بکنی!![]()
آرشا خدا به دادت برسه بهش گفتم که آخر هری پاتری. پریسا هم که هی سنگ این پاتری ها رو به سینه می زنه اما من که می دونم همش ادعای کاذبه! نه تو رو خدا ببین تا امروز نمی دونست کریستسن رفته رئال بعد هی واسه من پوسترشم می خره تق تق می کوبه به اون دیوار بدبخت! باز من ماهی یه بار جویای احوالات توتی می شم بعد صاحابش می شم!
حالا اینا به کنار مرا دریابید که بدبخت شدم با این جغرافیدان!
یعنی میگید انصراف بدم؟![]()
پ.ن: پریسا همینجا علنا اعلام می کنم روی هم اتاق شدن با من اصن اصن حساب نکن که من هیچ جورش زیر بار نمی رم.![]()
پ.ن: آپ بعدی هم مال آرشاست درباره هری پاتر!![]()
بچه ها زود باشید دیگه اینجا رو گردگیری کنید...![]()
قراره ما تو این وبلاگ درباره ی شخصیت های تاثیرگذار «خوش نام و بدنام» تاریخی بنویسیم. البته قرار نیست فقط از روی کتابها و مقالات و دست نوشته های دیگران کپی برداری کنیم بلکه سعی میکنیم در اثنای مطالب افکار و نظریات خودمونم وارد کنیم و شاید بشه یه جورایی اسمشو گذاشت نقد!
شاید اگه از هرکسی بپرسیم که تاریخ چیه؟ جوابی مثل سرگذشت آدما زمان وقایع و تعیین وقت وقوع یک رویداد(تعریف لغوی)و...بده اما مطمئنم جواب هیچکس "گذر پیچک ها" نیست!
من طی تحقیقاتی که درباره ی پیچکها(پاپیتالها) داشتم یه خصوصیت تضاد آمیز بین آنها پیدا کردم.گونه ای از پیچکها به نام آرجیریا و ریوآ به عنوان یک مخدر خلسه آور طبقه بندی شده اند و باعث مستی و گیجی میشوند و گونه ای دیگر از پیچکها به نام ژالپ گیاهان زیبای زینتی هستند و خواص درمانی دارند.و این همان نقطه ی تشابه پیچکها و آدماست!
اگه بخوام ادبی توضیح بدم باید بگم پیچکها استعاره از افراد خوش نام و بدنام تاریخ اند که به نوعی با افکار و رفتارشان باعث خوش نامی و بد نامی خودشان شده اند.
امیدوارم مطالبمون بتونه مفید باشه البته این اتفاق نمی افته مگر با همراهی شما!

